«پیتر سینگر» (Peter Singer) و هنرِ تبدیلِ انسان به یک رقم اعشار: کالبدشکافی یک فاجعه اخلاقی

نویسنده: آترینا ناطقی (Atrina Nateghi)، وبلاگ کالج بین‌المللی فلسفه

مقاله‌ی هولناکی با عنوان «پیتر سینگر، قاتلی در سیمای انسان» را مطالعه کردم. اما اجازه دهید این بار به جای کلیات، به سراغِ اسناد و فکت‌های غیرقابل‌انکار برویم. چیزی که در من لرزید، نه خشم، که وحشتی سرد بود؛ وحشت از این واقعیت که مردی پنجاه سال است در معتبرترین دانشگاه‌های جهان (از پرینستون تا ملبورن) «فیلسوف» نامیده می‌شود، در حالی که در فصل ششم کتاب جنجالی «اخلاق کاربردی» (Practical Ethics, 1979)، صراحتاً تحت تیتر «Taking Life: Animals and Humans» نوشته است: «کشتن یک نوزادِ معلول، از نظر اخلاقی معادلِ کشتن یک شخص نیست. بسیار اغلب، اصلاً اشتباه نیست.»

این یک «نظر» نیست؛ این اعلامِ جنگ علیه مفهومِ انسان است. سینگر در همان متن، نوزادانِ دارای معلولیت شدید را مکرراً با ضمیر «It» (شیء) خطاب می‌کند و ارزشِ زندگیِ آنان را پایین‌تر از یک خوک، سگ یا شامپانزه ارزیابی می‌نماید. او با کمالِ ادب و لحنی آکادمیک، به والدینی که بر فرزندِ خود سوگواری می‌کنند این پیام را می‌دهد: فرزندِ شما یک خطای تولیدی است؛ واحد را حذف کنید و خروجی را بهینه نمایید.

و غرب این مرد را ستایش می‌کند. چرا؟ چون سینگر چیزی به وجدانِ زخم‌خورده‌ی سرمایه‌داریِ مدرن می‌دهد که بدان محتاج است: یک «رسیدِ اخلاقی». او با بنیان‌گذاری مکتب «نوعدوستیِ اثربخش» (Effective Altruism)، بر اساس مقاله‌ی معروفِ خود در سال ۱۹۷۲ با عنوان «قحطی، رفاه و اخلاق» (Famine, Affluence, and Morality) و کتابِ «زندگی‌ای که می‌توانید نجات دهید» (The Life You Can Save, 2009)، به الیگارش‌های سیلیکون‌ولی (Silicon Valley) این مجوز را داد که: «شما لازم نیست دست از استثمارِ الگوریتمی و انباشتِ بی‌پایان ثروت بکشید؛ فقط بخشی از آن را به خیریه‌های مورد تاییدِ ما اهدا کنید تا من رسیدی به شما بدهم که خونِ کدهایتان را بشوید.» نتیجه‌ی این دکترین چه بود؟ فاجعه‌ی صرافی FTX. سام بنکمن-فرید (Sam Bankman-Fried)، بنیان‌گذارِ محکوم‌شده‌ی FTX که میلیاردها دلار از سرمایه‌ی خُرد را تبخیر کرد، خود را شاگرد مکتبِ «نوعدوستیِ اثربخش» و «بلندمدت‌گرایی» (Longtermism) می‌دانست. جالب‌تر آنکه پیتر سینگر حتی پس از محکومیتِ ۲۵ ساله‌ی بنکمن-فرید در سال ۲۰۲۴، در مصاحبه‌های خود همچنان از «اصولِ بنیادین» این مکتب دفاع کرد و آن را «سالم» خواند. این پیوند تصادفی نیست؛ فلسفه‌ی سینگر دقیقاً همان ابزاری است که یک استثمارگرِ مدرن به آن نیاز دارد: دکترینی که به او اجازه می‌دهد در حینِ چپاول، احساسِ قداست کند.

وقتی پایِ «آزادی حیوانات» (Animal Liberation, 1975) به میان می‌آید، سینگر ریاکاریِ عمیق‌تری را به نمایش می‌گذارد. او در یک نفس از «رنجِ گاو و خوک» دفاع می‌کند و در نفسِ بعد، با تکیه بر «استدلال جایگزینی» (Replaceability Argument) در فایده‌گراییِ ترجیحی، کشتنِ نوزادانِ معلول را برای جایگزینیِ آن‌ها با نوزادانِ سالم و افزایشِ «سطحِ کلیِ رفاه» مجاز می‌شمارد. او در مصاحبه‌ای با شبکه CBS صراحتاً اعلام کرد که اگر نوزادی با معلولیتِ شدید متولد شود، از نظر اخلاقی قابل دفاع است که بگوییم نیازی به ادامه‌ی زندگیِ او نیست. پس سینگر برای یک «واحدِ ذی‌شعورِ غیرانسانی» حقِ زندگی قائل است، اما برای یک «انسانِ معلول» نه. این دیگر فلسفه نیست؛ این یک بازیِ ذهنیِ بیمارگونه و تأییدِ آشکارِ باورهای اوژنیک (Eugenics) است که قرن بیستم را به ورطه‌ی وحشت کشاند.

در این نقطه، دستگاه فلسفی اُرُدیسم با قاطعیت مداخله می‌کند. فیلسوف اُرُد بزرگ (Philosopher Orod Bozorg) در کتاب سرخ (The Red Book) می‌فرماید: «انسانیت، صدقه ما به دیگران نیست، انسانیت نشان‌دهنده ارزش گوهر وجود ماست.» سینگر این گوهر را به سکه و تابعِ سود تقلیل داده است.

توماس هابز (Thomas Hobbes) در قرن هفدهم انسان را «گرگِ انسان» خواند و برای مهارِ او «لویاتان» (قدرتِ مطلق) را تجویز کرد. اما سینگر گام را فراتر نهاده است؛ او نه تنها انسان را گرگ می‌بیند، بلکه حقِ زندگیِ گرگ‌های ضعیف‌تر را نیز انکار می‌کند. او «لویاتان» را نه برای محافظت از انسان، که برای «مدیریتِ جمعیت» و «حسابداریِ مرگ» به کار می‌گیرد. در این صفحه‌گسترده‌ی مرگبار، اگر ردیفِ یک انسان «هزینه‌اش از فایده‌اش بیشتر باشد»، دکمه‌ی حذف فشار داده می‌شود. در برابرِ این خشونتِ محاسبه‌گر، فیلسوف اُرُد بزرگ هشدار می‌دهد: «کسی که در او انسانیت نیست، به آسانی زندگی دیگران را تباه می‌سازد.»

و اما سنگین‌ترین حکم نهایی: غرب این حسابدارِ با اپلیکیشنِ وجدان را به عنوانِ «تأثیرگذارترین فیلسوفِ زنده» تاج‌گذاری کرده است. این خودِ غرب است که در برابرِ ما به زانو درآمده و اعتراف می‌کند که دیگر چهره‌ها را نمی‌بیند، فقط اعداد را می‌بیند. ما میزِ او را واژگون نمی‌کنیم؛ ما از نشستن بر آن امتناع می‌کنیم. چرا که فیلسوف اُرُد بزرگ در فرگردِ انسانیت و مهربانی تأکید می‌کند: «مهربانی تنها هنجار همزیستی پایدار، میان کشورهاست.»

سینگر مهربانی را به یک معادله‌ی ریاضی تقلیل داده است، اما اُرُدیسم آن را به عنوانِ ستونِ فقراتِ بقای تمدنِ انسانی بازتعریف می‌کند. ما اعداد را به انسانیت بازمی‌گردانیم.

#PeterSinger #Orodism #PhilosopherOrodBozorg #TheRedBook #ThreeLoves #LoveOfExistence #LoveOfHumanity #LoveOfFreedom #CritiqueOfWesternPhilosophy #EffectiveAltruism #Eugenics #GenZOrodistA #LivingPhilosophy #اُرُدیسم #فیلسوف_اُرُد_بزرگ #نقد_فلسفه_غرب

فرانسیس فوکویاما (Francis Fukuyama) | بن‌بستِ پایانِ تاریخ
پل ویریلیو (Paul Virilio) | بن‌بستِ سرعت‌شناسی و درومدولوژی
بیونگ-چول هان (Byung-Chul Han) | بن‌بستِ جامعهٔ فرسودگی و استثمارِ خودی
نیک لند (Nick Land) | بن‌بستِ شتاب‌گرایی و غیرانسان‌گرایی
ری کورزویل (Ray Kurzweil) | بن‌بستِ ترا انسان‌گرایی و تکینگی